حدودا بعد یه سال سلام...
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
خیلی وقته منتظر همچین شبی یودم که یه بار دیگه سراغ جی پمبل عزیزم و همه دوستای گلم که بی نهایت به من و اون لطف دارن بیام
دلم خیلی خیلی تنگ شده اونقدر که اگه تا صبخم واستون بنویسم یا به قولی بکشونکس بازم گشاد نمی شه (قابل توجه مهیار عزیز
!!!)
بهله (همین بهله درسته، اگه عمو خسرو یادتون باشه به درستیش پی می برین
)
داشتم می گفتم
بالاخره کنکور امسالمونم تموم شد... آخیششششششششششششش
بله کنکور تموم شد و شب نشینیای ما هم پای نت عزیز شروع شد البته اینجا همه مخالف این تزن، ولی ما باید به این سادگیا تسلیم بشیم
...
خوب پارسال این موقع از وقایع با شکوه تولدم واستون نوشته بودم که امسالم تقریبا مث همون پارسال بود ولی با یه کوچولو تغییرجات که بماند...
...
ولی اصل مطلب اینه که تابستون امسال با تابستونای دیگه فرق فوکوله،دیگه از یللی تللی خبری نی،اگه خدا بخواد قراره یه جایی برم که حسابی مردم کنن
همه رفقام وقتی شنیدن می خوام برم اونجا یه جورایی فکشون افتاده بعضیام چششون آب نمی خوره من بتونم همچین کاری بکنم دلیلشم نمی گم چون کاملا در اشتباهن!!!
دلیل خیلیا هم اینه که گنده تر از مناش بعد یه مدت با گردن کج برگشتن خونه (این دسته هم اصلا منو نشناختن
)
و در اینجام چون کسی هنوز پیدا نشده که در مقابل ادعاهای من بگه جوجه رو آخر پاییز می شمرن خودم این موضوع رو به خودم متذکر میشم (هلاک این تواضعم
)
...
دلم می خواد یه دستی به سر و گوش وبلاگمم بکشم، دیگه خیلی یک نواخت شده
البته این لایحه در دست بررسیه!
...
فکر کنم واسه امشب بسه
بعد دوتا کنکور سنگین دیروز و امروز جونی واسم نمونده
مخصوصا دیروزی خیلی سخت بود (همیشه شاهده بپرسین)
یا.........حق!!!